گرگ سان

گرگ سان

I shall be telling this with a sigh...Somewhere ages and ages hence ...Two roads diverged in a wood, and I —...I took the one less traveled by,...And that has made all the difference
گرگ سان

گرگ سان

I shall be telling this with a sigh...Somewhere ages and ages hence ...Two roads diverged in a wood, and I —...I took the one less traveled by,...And that has made all the difference

Cold

عشق ، زیباترین وهم رایج جهان. خروش هورمون ها در رگ و پی مان، که سطح صاف مرداب را به هم می زنند،  ظهر راکد تابستان را به تندبادی می خروشند. اینطوری میشود که ساکن همان خانه چند سال پیش هستی و روی همان تخت خواب سر به بالین میگذاری، همه چیز مثل قبل است ، اما تو دیگر آدم سابق نیستی. روی تخت که دراز میکشی؛ یا حس میکنی دست سردی از آسمان قلبت را در سینه فشار میدهد، یا امیدوار و سودازده به سقف نگاه میکنی و غرق  خیال به خواب میروی ، یا بالش خیس اشک را برعکس میکنی و زیر سر میگذاری تا گلهای طرف دیگرش را آب بدهی.
ترک های سقف اگر زبان داشتند...
اینها که تکراری بود.
حواست هست ، آن حال غریبی که قلبت را فشار میدهد و خاطرت را در آتش انداخته ؛ دقیقا همانی ست که پسر نوجوان همسایه را برانگیخته کرده و خوابش را آشفته. قطره اشکی که از گونه ات سر میخورد و بین موهایت گم میشود هیچ فرقی با دستان هیجان زده پسرک همسایه ندارد ، که کلافه و لرزان زیر لحاف با خودش ور می رود.
ما همه برده ایم. برده ی تن، برده ی بقا. طراحی شده ایم که زنده بمانیم و زاد و ولد کنیم . Twilight و فیلمهای آنچنانی ، هر دو آدمها را به یک چیز واحد سوق میدهند. کافیست از برآوردن خواست طبیعت سر بپوشی. هورمون ها بیچاره ات خواهند کرد. مادر زمین دیکتاتور بزرگی ست. مثل کابینت فلزی در هوای شمال زنگ خواهی زد ، از درون خورده خواهی شد.
برای همین هست که به مرگ جویان احترام میگذارم. خودکشی ، تنها اقدام شجاعانه ای که در حساب و کتاب طبیعت جایی ندارد. روی "میل بقا" ، این بزرگترین برنامه ی نصب شده در دیتابیس جهان خط بطلان می کشی ، با خروج از سیستم نابود میشوی ؛ تخمکهای ارزشمندت را هم با خود میبری.
پ ن : اینها حاصل تماشای فیلم سپیده دم بود.



پیشنهاد دانلود